اشک
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
لبخند
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
فصل بوسه چینی
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
دل بسته ای به لحظه های همنشینی اش یک روز هم ، نمی توانی تا نبینی اش دل برده با نگاه گرم و حرف های سرخ امید بسته ای به فصل بوسه چینی اش با این گمان ، که نیمه گمشده تو است با دلهره به دلبری برمی گزینی اش او بی خبر ز خواهش انگشت های تو تو پای بسته حیا و شرمگینی اش او عشق را به آسمان پیوند می دهد تو عاش...
پیمان شکن
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
...دنیا بدون تو !
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
مجنون شدم ، مجنون بی لیلا بدون توباید چگونه سر کنم حالا بدون تورفتی به این گمان که رهایم کنی ز خودمن می شود که من شوم، آیا بدون توماه هست و چشمه ونسیم ویک سبوغزلاصلا چه فایده همه دنیا بدون نوتو ، آیه جمال آن معشوق عاشقیمعنا نداشت واژه زیبا ، بدون توتو چشم های دلبری داری، نمی شوددروازه های عشق، هرگز ...
آخرین ترانه
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
در هوای شیراز
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
از حصار زندگی پرواز می خواهد دلم نوحه بس کن ، یک دهن آواز می خواهد دلم از سکوت همنشینان خسته ام، فریاد کن هم سخن، همراه، هم آواز می خواهد دلم دردها ناگفته دارم ، سنگ می خواهم صبور درد مندی همچو خود همراز می خواهد دلم گوش مالی ها کشیدم از زمین و آسمان کودکی پیرم، کمی هم ناز می خواهد دلم نغمه تار و سه...
های مردم !
-
تاریخ: 1397/4/12 ساعت: 11:51
آی مردم ! من همین تن نیستم این که می بینید ، این من نیستم خانه می بینید و صاحب خانه نه پوست می بینید و مغز و دانه نه در درونم من شبیه آتشم همنشین شعله های سرکشم یک زمان پر می کشم تا آسمان یک زمانی زیر خاکستر نهان یک زمان عقل و زمانی عشق ناب گاه معجونی از این دو مستطاب های مردم !های ! من هم آدمم گاه ...
شعر امیدوار بیار
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
خموش باش و زبان بسته دار از گفتار که موش ، گوش نشسته ست در پس دیوار خرد نگوید خود را به مهلکه انداز کنند مردم عاقل ، ز شاخه گربه فرار "جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است" پیاده شو که نبینی ز هیچکس آزار تو را چه ، تیره شده آسمان گر از کرکس ؟ تو را چه ، روی زمین گنده آمد از کفتار ؟ خروس بی محل ار کرد قو...
شکیبایی و تنهایی
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
صبرکن ذره ای شکیبا باش دل به دریا بزن و دریا باش دل به دنیای پر ز فتنه نده تو که اهل دلی ، دانا باش رو نکن دست خالی خود را غرق ابهام ، چون معما باش تا به کی جنگ و دشمنی کردن مثل ما در پی مدارا باش گاه گاهی بیا و عصیان کن سیب سرخی بچین و حوا باش عشق یعنی ز مصلحت بگذر بی خیال اگر و اما باش آبرو را به ...
لبخند دوباره
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
از تبار آینه ها
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
تویی که پاک تری از تبار آینه ها مرا به من بنما، بی غبار آینه ها بیا که مانده به در ،چشم های نمناکم در انتظار شما، مثل چشم تار آینه ها شبیه اشک بر این زندگی تلخ ببار که تا دوباره دهد گل ، بهار آینه ها نشسته گرد بر اهواز آسمان دلم گرفته مثل دلم روزگار آینه ها مر ا که بر سر من سنگ غصه می بارد نشانده ان...
پیر دیوانه
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
در خانه دل تو گویی هیچکس نبود یک عشق ناله کردم و فریادرس نبود میخواستم بنوشم از جام صدای تو حتی شمارههای تو در دسترس نبود گفتم به دل که عقل، منع عشق کرده است این حکم هم برای آن دیوانه بس نبود حتی نسیم، بوی گل از او دریغ داشت در دشت زندگانیاش جز خار و خس نبود یک بال هم، در آسمان وصل پر نزد در سرنوشت ...
سهراب
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
سهراب سهراب نام من است مادرم عشق بود و عقل پدرم عشق دیوانه می کند عقل اما خود دیوانگی ست خسته به سوی تو آمده ام خسته از آب و خاک خسته از خون خسته از ایمان از مرزهایی که دشمن می سازند زندگی بازی زیبایی نیست خنجری در تقدیر من است که در جستجوی آنم نامت را به من بگو سهراب نام من است
عاشق شدن که دست آدم نیست
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
امشب هوا تاریک و دلگیر است مثل دلم ، با عشق درگیر است دل بسته ام ، بر موی دلداری هر چند می دانم کمی دیر است مثل گلی یک ذره پژمرده ست زیباست ، گرچه یک کمی پیراست مثل قمر ، آواز می خواند گر چه صدایش مثل آژیر است طعم لبان دیگران ، کشکی طعم لب او ماست و موسیر است با یک نگاهش ، شیر می گیرد هرمژه اش خود ی...
غزل پرداز درد
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
اگر چه می رسد از هر طرف آواز درد اینجا صدای دلنشینی دارد اما ، ساز درد اینجا غروب عشق از اشک دل ما ارغوانی شد بیا بنشین! تماشایی ست چشم انداز درد اینجا نمی داند کسی از حال مشتاقی ما چیزی نمی گوید زبان داغداران راز درد اینجا هوای ناامیدی ، آسمان تلخ تنهایی خیالم بی تو پر شد از پر پرواز درد اینجا برای...
شور پرواز
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
دیوارهای بی پنجره!
-
تاریخ: 1397/3/12 ساعت: 13:32
از شراب زندگی ، خالی خالی شد سبویم گوش کن ! این گام های مرگ ،می آید بسویم می مکد زالوی حسرت ، قطره قطره هستی ام را فرصتی باقی نمانده ، قصه هایم را بگویم سال ها رفتم به دنبال نشان دوست هر جا چیزی از ایمان نشد جز شک ، نصیب جستجویم هیچ چرخی ، بر مراد ما نزد ، یک دور چرخی نیست یک پنجره در دیوارهای رو به...
شطح!!
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15
شطح!!با یک اشاره، چهره مهتاب را شکافتمانند موج ، معجزه کرد و آب را شکافتدر خواب دیده بودم آن اسب سفید راتعبیر آن شد و گره خواب را شکافتآمد به کنج خلوت تنهایی من وزد زخمه ای چنان، که مضراب را شکافتبرقی که از نگاه او در دیده ام نشستراز اشاره، رمز پیچ و تاب را شکافتیک جرعه از حضور او نوشید جان ماشد مست...
بغض
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 15:15