سودایی - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
سودای سر زلف تو مجنونم کرد جادوی دو چشمان تو افسونم کرد در حلقه ی عاقلان عالم بودم عشق تو از آن دایره بیرونم کرد #ادم
به نام عشق - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
بر دوش دل نهاده ام ، باری به نام عشق ویران شدم ، به زیر آواری به نام عشق می خواستم گلی بچینم از کمال دوست اما به دل نشست از او،خاری به نام عشق پاییز پیری ، از کنار باغ من گذشت پر شد سرم ، ز باد پنداری به نام عشق افسون خط
عکس نوشته 11 - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
عکس نوشته 12 - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
عکس نوشته 13 - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
از عشق بگو - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
شبیه باد ، بهار از پی بهار می گذرد نشسته ایم من و تو و روزگار می گذرد شبیه من که قرارم ز دست رفت، نسیم به یاد زلف سیاه تو ، بیقرار می گذرد تمام ثانیه هایم، پر از خیال تو شد و لحظه لحظه عمرم، در انتظار می گذرد اگر به بوی گلی دل سپرده ای ، بدان
از آیینه ها بپرس - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
من از نگاه تو با عشق آشنا شده ام به لطف خنده تو، غرق در بلا شده ام شنیدم از لب تو حرف های مثل شکر و بی هوا، به قند تو مبتلا شده ام خمیده قامتم ، اما نه زیر بار زمان به روزگار جوانی، ز غصه تا شده ام ز عافیت طلبی نیست دست ما به عصا عصا گرفته ام، از آن
رسوایی عصیان - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29
ماییم و سری بی سر و سامان و دگر هیچ اندوه فراق و غم هجران و دگر هیچ سهمی به من از سیب نگاه تو ندادند من ماندم و رسوایی عصیان و دگر هیچ تو رفتی و من ماندم و تلخی جدایی تنهایی و تاریکی و توفان و دگر هیچ یک عمر در این گوشه به یاد تو نشستیم با
افتخار - تاریخ: 1396/2/23 ساعت: 14:29